ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 65
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مجبور به بازگشت نمود . آنان به قصد بخارا كه در اين ضمن به تصرف اوزبكان درآمده بود ، حركت كردند ، اما از آنجا نيز رانده شده و اندكى بعد در جنگ غجدوان در نزديكى شمال شهر ، به طور مصيبتبارى شكست يافتند . دوره اتحاد با ايران به سر آمد و بابر به سوى حصار [ شادمان ( م ) ] رفت ، در اينجا با حمله گروهى از مغولان كه در خدمت اوزبكان بودند ، غافلگير شد و بار ديگر شكست تلخى را تجربه كرد . آنگاه به كابل بازگشت ، اما اين بار ميرزا حيدر او را ترك نموده بود . پس از مراجعت از سمرقند ، دايىاش سلطان احمد ، خان مغولستان چندين بار نامه نوشته و از بابر خواسته بود كه اجازه دهد پسر ، [ ميرزا حيدر ( م ) ] را پيش او بفرستند ، سرانجام اين تقاضا پذيرفته شد و ميرزا حيدر چنان كه خود مىنويسد « با ناشكيبايى جوانى ، بيرون رفت » ، وى از موافقت پادشاه كه با بىميلى انجام گرفته بود استفاده كرد و همراه عمويش به اندجان ، پايتخت آن روز فرغانه رفت . ميرزا حيدر تقريبا در اوايل 1514 وارد اندجان شد و بلافاصله پس از آن به خدمت خويشاوند نزديك خود سلطان سعيد خان ( پسر سلطان احمد ) پيوست كه در همان اوقات بر عليه اوزبكان در تاشكند لشكركشى كرده و به جهت عقبنشينى دشمن از مواضع خود ، به اندجان بازگشته بود . اما بعد از آن اوزبكان در فصل بهار به تقويت مواضع خود پرداخته و با نيروى عمدهيى به قصد محاصره پايتخت فرغانه حركت كردند . سلطان سعيد شورايى از سران دولت خود تشكيل داد كه به اتفاق آرا اعلام كردند كه بدون وجود هم پيمانانى قادر به رويارويى با اوزبكان نيستند ؛ و معتقد بودند كه شانس نسبتا خوبى براى تهاجم به كاشغر و انتزاع آن ايالت از ميرزا ابا بكر كه در آن هنگام آنجا را در تصرف داشت ، دارند . اين تصميم به اتفاق آرا پذيرفته شد و پيش از آنكه اوزبكان فرصت ورود به آن سرزمين را داشته باشند ، خان با تمام امرا ، وابستگان آنها ، و باروبنه از اندجان خارج شد و از طريق مغولستان راه كاشغر را در پيش گرفت . اين ميرزا ابا بكر يكى از امراى دوغلات بود و از نظر خانان مغولستان ، يك غاصب محسوب مىشد . وى با وجود ستمگرى و بيرحمى ، سربازى فعال و توانا بود ، و در خلال حكومت طولانى خود